تأثیرگذارترین کتب تاریخی جهان

کتاب و کتابخوانی فرصتی برای آموختن و گستراندن تفکرات مختلف است. بشر در طول تاریخ تاثیرات فراوانی از این موهبت تحصیل کرده است. تاریخ جهان پر است از اتفاقات محیرالعقول و پستی و بلندی‌هایی که از کتب و نوشتن‌ها و خواندن‌ها آغاز شده‌اند. انقلاب ها با بیانیه ها و اطلاعیه های شورانگیز رهبران آغاز شده اند. دیدنی ترین آثار و نمایشنامه ها، جذابترین آثار سینمایی از روی نوشته ها به تصویر کشیده می شوند. جریان ها و مکاتب فکری و فلسفی به وسیله کتاب پایه گذاری می شوند. مدل های اداره حکومت توسط همین مبانی کتابت شده مورد استفاده قرار می گیرند و هر آینه کتاب و کتاب خوانی و کتابت اهمیت و ارزشی والاتر می یابد.

1- قرآن کریم

قرآن کریم بی شک تاثیرگذار ترین کتاب برای رقم زدن سرنوشت بشریت است. تاکنون میلیونها انسان آن را خوانده و با مفاهیمش آشنایی پیدا کرده اند. این کتاب، کلام الهی و معجزه ای از جنس دانایی است. حال آنکه هیچ گاه قدر و مرتبه آن شناخته نشده است. قرآن، کتاب هدایت و تعلیم و تربیت انسان ها به سوی کمال و نزدیک شدن به خداوند متعال است. خداوند در این کتاب شریف، قرآن را مایه درمان، شفا و رحمت می‌داند و می‌فرماید: «و ننزل من القرآن ما هو شفاء و رحمه للمومنین؛ و ما آن چه را برای مومنان مایه درمان و رحمت است، از قرآن نازل می کنیم… »

حضرت علی (علیه السّلام) می فرماید: «از این کتاب بزرگ الهی و آسمانی برای بیماری های خود شفا بخواهید و برای حل مشکلاتتان از آن یاری بطلبید، چون در این کتاب درمان بزرگترین دردها است… .» این کتاب دریای بی کران معارف بلند الهی است و هر کس به اندازه‌ای که در این بحر بی پایان، شنا و غواصی کند، می تواند به همان اندازه از هدایت و معارف قرآن کریم بهره مند باشد. برخی افراد ممکن است از سطح آگاهی و همت کمتری برخوردار باشند که به طور طبیعی از قرآن کریم به همان اندازه همت و توانایی خویش بهره می برند، بعضی نیز از همت و آگاهی بالایی برخوردارند. هر انسانی در هر سطح و مقامی که باشد می تواند با تلاوت، انس با قرآن، تفکر، تدبر و عمل به دستورهای آن از هدایت و راهنمایی نسبی قرآن بهره مند شود.

ارنست رنان، فیلسوف شهیر فرانسوى درباره قرآن مى‏گوید:« در کتابخانه من هزاران جلد کتاب سیاسى، اجتماعى، ادبى و… وجود دارد که هر کدام را بیش از یک بار نخوانده‏ام؛ اما یک جلد کتاب هست که همیشه مونس من است و هر وقت خسته مى‏شوم و مى‏خواهم درهایى از معانى و کمال به رویم باز شود، آن را مطالعه مى‏کنم. این کتاب، قرآن – کتاب آسمانى مسلمانان – است.»

2- نهج البلاغه

کتاب شریف نهج‌البلاغه گزیده‌ای از خطبه‌ها، نامه‌ها و سخنان کوتاه امیرالمومنین علی بن ابی طالب(ع)  است که سید رضی در قرن چهارم هجری قمری از نامه‌ها و خطبه های ایشان فراهم آورده است. از جمله شاخصه های این کتاب، ترجمه های متعدد آن است. ترجمه‌های متعددی از این کتاب به فارسی در دسترس است که از آن میان می‌توان به ترجمه‌های سید جعفر شهیدی، علی نقی فیض‌الاسلام، جواد فاضل، محمد تقی جعفری، سید محمدمهدی جعفری، حسینعلی منتظری، حسین انصاریان و محمد دشتی از نهج‌البلاغه اشاره کرد. علامه امینی در جلد چهارم کتاب الغدیر 81 شرح نهج‌البلاغه را معرفی کرده‌است. معروفترین شروح نهج‌البلاغه شرح ابن ابی‌الحدید معتزلی بغدادی، شرح ابن میثم بحرانی، شرح خوئی و از معاصران، ترجمه و تفسیر نهج‌البلاغه اثر شیخ محمدتقی جعفری و شرح نهج‌البلاغه تالیف شیخ محمد تقی شوشتری، را می‌توان نام برد.

بسیاری از ادیبان طراز اول عرب از جمله عبدالحمید کاتب (قرن دوم)، جاحظ (قرن سوم)، قدامه بن جعفر (قرن چهارم)، ابن ابی الحدید (قرن ششم) و خلیل بن احمد فراهیدی (قرن هشتم) فصاحت نهج‌البلاغه را ستوده‌اند. از جمله جاحظ در کتاب خود البیان والتبیین —که به گفتهٔ ابن خلدون یکی از ارکان چهارگانه ادب محسوب می‌شود— با نقل یکی از سخنان علی (ع) می‌گوید «اگر فقط همین عبارت به دست ما رسیده بود کفایت می‌کرد و برای دلالت داشتن بر فصاحت و بلاغت در عالی‌ترین مرتبه جای می‌گرفت و با وجود آن برای پی بردن به ارزش بلاغی سخنان علی به دیگر سخنانش نیاز نداشتیم». علی الجندی رئیس دانشکده علوم در دانشگاه قاهره در مقدمه کتاب «علی بن ابی طالب، شعره و حکمه» درباره نثر نهج‌البلاغه می‌گوید: نوعی خاص از آهنگ موسیقی که بر اعماق احساسات پنجه می‌افکند در این سخنان هست، از نظر سجع، چنان منظوم است که می‌توان آنرا «شعر منثور» نامید. جرج جرداق مسیحی در مورد نهج البلاغه چندیدن کتاب نوشته و گفته: «بعد از امام علی (ع) کسی را سزاوار نویسندگی ندیدم به همین دلیل جز ایشان در مورد کسی ننوشتم.»

شیخ محمد عبده از مفتیان پیشین مصر از جمله کسانی بود که به شرح و تبلیغ نهج البلاغه در میان جوانان مصری پرداخت. وی در مقدمه شرح خود گفته است: «در همهٔ مردم عرب زبان یک نفر نیست مگر آنکه معتقد است سخن علی بعد از قرآن و کلام نبوی شریف‌ترین و بلیغ‌ترین و پرمعنی‌ترین و جامع‌ترین سخنان است.»

3- اصول کافی

اصول کافی عنوان بخش اول از بخش‌های سه‌گانه کتاب حدیثی الکافی است. در این بخش، احادیث مربوط به اعتقادات شیعه و زندگی امامان شیعه و برخی از احادیثی که درباره رفتارهای فرد مسلمان سخن می‌گوید، گردآوری شده است. نویسنده در دو بخش دیگر کتاب به روایات فقهی و مواعظ اخلاقی پرداخته است

از آنجا که در بین کتب اربعه فقط الکافی به روایات عقیدتی پرداخته است، این بخش از این کتاب همیشه مورد توجه شیعیان بوده است و به همین دلیل به صورت مجزا نیز منتشر شده است. علمای شیعه شرح‌های متعددی بر آن نگاشته‌اند، چنان‌که ترجمه آن نیز مد نظر بوده و چند ترجمه به زبان فارسی از آن منتشر شده است. اصول کافی در هشت بخش کلی شکل گرفته است که کلینی هر یک از این بخش‌ها را با عنوان «کتاب» معرفی کرده است.

4- رساله و تقریر اسفار اربعه  و فلسفه ملاصدرا

اسفار اربعه یا سفرهای چهارگانه بنا بر آثار و تعلیمات عارفان «مراحل عملی» یا در اصطلاح «مسافرت» های معنوی عرفا برای «رسیدن به خدا» است. مشهورترین تقریر از اسفار اربعه از ملاصدرا است که نام مهمترین کتاب خود و فصول آن را با سفرهای چهارگانه تطبیق داده است. اصل این تقریر ریشه در کلمات داود بن محمود قیصری، شارح فصوص الحکم دارد. بیان قیصری نیز ناظر به تقریر ملاّعبدالرزّاق کاشانی در شرح منازل السائرین است و وی نیز صورت آن را از عفیف‌الدین تلمسانی در شرحش بر منازل السائرین گرفته است. این سه تقریر تفاوت‌هایی (به ویژه در سفر چهارم) نیز دارد. آنچه که از امام خمینی (ره) براساس مجموع مباحث، نوشته‌ها، سخنرانی‌ها، کتاب‌ها و خاطرات نسبت به جریان‌های فلسفی مشایی، صدرایی، اشراقی، به دست می‌آید، بیشترین میزان دلبستگی امام در مباحث فلسفی به «حکمت متعالیه صدرایی» است. امام، زمانی که محمد حسنینْ هیکل، نویسنده و روزنامه نگار مصری، از ایشان می پرسند: چه کتابهایی – بجز قرآن – در شما اثر گذاشته است؟، می فرمایند: کتابهای زیادی ما داریم؛ شاید بتوان گفت در فلسفه: ملاصدرا، از کتب اخبار: کافی، از فقه: جواهر. علوم اسلامی ما خیلی غنی هستند.

5- تاریخ طبری

تاریخ الرسل و الملوک یا تاریخ الامم و الملوک معروف به تاریخ طبری کتابی است به زبان عربی که توسط محمد بن جریر طبری تاریخ‌نگار و محقق مسلمان ایرانی در اواخر سده سوم پس از هجرت به رشته تحریر در آمده ‌است. طبری نویسندهٔ مشهورترین، مهم‌ترین و ارزشمندترین مجموعه‌های مفصل تاریخ عمومی اسلام و جهان به شمار می‌آید. این کتاب، تاریخ را از زمان خلقت شروع کرده و سپس به نقل داستان پیامبران و پادشاهان قدیمی می‌پردازد. در بخش بعدی کتاب طبری به نقل تاریخ پادشاهان ساسانی می‌پردازد، و از آنجا به نقل زندگی پیامبر اسلام(ص)، می‌پردازد. در این کتاب وقایع پس از شروع تاریخ اسلامی (مقارن با هجرت به مدینه) به ترتیب سال تنظیم شده و تا سال 293 هجری شمسی را در بر می‌گیرد. تاریخ طبری دارای 16 جلد و مرجع عمده تاریخ ایران تا اول سده چهارم هجری است، همچنین این کتاب مأخذ عمده بسیاری از کسانی واقع شده‌است که بعد از طبری به تألیف تاریخ اسلام اهتمام ورزیده‌اند. تاریخ طبری را ابوعلی بلعمی به فارسی ترجمه و تلخیص کرده‌است و چون از خود مطالب دیگری افزوده‌است و تغییرات دیگری نیز داده‌است، کتاب او نسبتاً تألیفی نو به حساب می‌آید و به نام خود او تاریخ بلعمی نامیده شده‌است.

تاریخ طبری را نیز «ابوالقاسم پاینده» در سال 1352 ترجمه و توسط انتشارات بنیاد فرهنگ در 15 جلد منتشر نمود. پس از انقلاب این کتاب در 16 جلد توسط انتشارات اساطیر در سالهای 1362 تا 1365 چاپ و عرضه شد. شیوه نگارش تاریخ طبری، گردآوری نقل قول‌ها بوده‌است، اما این کار بی‌هیچ گزینش صحیحی صورت گرفته‌است. منبع طبری برای دوران زندگی پیامبر اسلام، مورخین اهل مدینه قرن هشتم میلادی بود. البته تأثیرات فرهنگ قبل از اسلام نیز در نوشته‌های این مورخین ملاحظه می‌شود.

https://encrypted-tbn0.gstatic.com/images?q=tbn:ANd9GcSEfeWpFLgZ35Z8q8P1UPcT_BNNYP9uqOxQ3CFxQIrKdP7cM_pl

6- تاریخ بیهقی

تاریخ بیهقی یا تاریخ مسعودی نام کتابی از ابوالفضل بیهقی است که موضوع اصلی آن تاریخ پادشاهی مسعود غزنوی پسر سلطان محمود غزنوی است. این کتاب علاوه بر تاریخ غزنویان، قسمت‌هایی درباره تاریخ صفاریان، سامانیان و دوره پیش از پادشاهی محمود غزنوی دارد. نسخه اصلی کتاب حدود 30 جلد بوده  که به دستور سلطان مسعود بخش زیادی از آن از بین رفته‌است. و از این کتاب امروزه مقدار کمی (حدود پنج مجلد) بر جای مانده‌است. از ویژگی‌های تاریخ‌نویسی تاریخ بیهقی که تا قبل از آن سابقه نداشته‌ است، مستند بودن وقایع ذکرشده‌است. این کتاب در شرح جزییات وقایع، اثری بی نظیر است. چنانچه خود بیهقی می‌نویسد:سخنی نرانم تا خوانندگان این تصنیف گویند شرم باد این پیر را…غرض من آن است که تاریخ پایه‌ای بنویسم و بنایی بزرگ افراشته گردانم، چنان که ذکر آن تا آخر روزگار باقی‌ماند.

7- تاریخ تمدن ویل دورانت

نام مجموعه کتابی 11 جلدی است که ویل دورانت به ‌همراه همسرش آریل دورانت دربارهٔ تاریخ زندگی انسان از دوران پیش از تاریخ تا پایان سدهٔ هجدهم نوشته‌اند.این مجموعه ناتمام است. دورانت و همسرش قصد داشتند نگارش آن را تا تاریخ معاصر غرب (تا سال 1933) ادامه دهند، اما با مرگ تقریباً هم‌زمان آنان، مجموعهٔ تاریخ تمدن تا جلد 11، که اختصاص به دوران ناپلئون دارد، پیش رفت. در 6 جلد نخست این مجموعه نام ویل دورانت به‌عنوان نویسنده آمده‌است و آریل دورانت ویراستار است، ولی در جلدهای بعدی هر دو نویسنده هستند.

ویل دورانت در این اثر به‌جای پرداختن به جنبه‌ای خاص از تاریخ، نگاهی تحلیلی به جوانب مختلف تاریخ بشریت دارد. او در پیش‌گفتار جلد نخست این مجموعه، در این باره چنین بیان داشته‌است: «… مدت مدیدی است که من به این عقیده رسیده‌ام که طریقهٔ نوشتن تاریخ به شکل قسمت‌های مجزا از یکدیگر، که من آن را ترتیب طولی نام می‌دهم (مانند تاریخ اقتصادی، تاریخ سیاسی، تاریخ مذهبی، تاریخ فلسفه، تاریخ ادبیات، تاریخ علوم، تاریخ موسیقی، و تاریخ هنر)، حق وحدت زندگانی بشری را ادا نمی‌کند، و تاریخ در عین حال که به‌صورت طولی نوشته می‌شود باید متفرعاتی هم داشته‌باشد، و جنبهٔ ترکیبی و تحلیلی هر دو باید مراعات شود؛ تاریخ وقتی به صورت کمال مطلوب نزدیک خواهد شد که مورخ، برای هر دورهٔ تاریخی، صورت کاملی از سازمان‌ها و حوادث و طرق زندگی را که از مجموع آنها فرهنگ یک ملت ساخته می‌شود رسم کند…»

قابل تامل است که ویل دورانت در فصلی از تاریخ درباره قرآن می گوید: «در قرآن، قانون و اخلاق یکى است. رفتار دینى در قرآن، شامل رفتار دنیوى هم مى‏شود و همه امور آن از جانب خداوند و به طریق وحى آمده است. قرآن در جان‏هاى ساده عقایدى آسان و دور از ابهام پدید مى‏آورد که از رسوم و تشریفات ناروا آزاد است .»

8- قانون

قانون در طب یا به اختصار قانون، یکی از کتاب‌های ابن سینا در زمینهٔ پزشکی‌ است که نزدیک به هفتصد سال در مراکز علمی اروپا تدریس می‌شد. اصل کتاب به زبان عربی نوشته شده ‌است و عبدالرحمن شرفکندی (هَژار) در دهه‌های 1340 و 1360 شمسی، آن را به زبان فارسی ترجمه کرده‌است.

این کتاب مهم‌ترین و مفصل‌ترین کتاب ابن سینا در طب و از اُمّهات کتب طبی در تمدن ایران پس از اسلام و ازجمله مهم‌ترین آثار پزشکان دنیای قدیم است. در تمدن ایران پس از اسلام، سه کتاب در شمار مهم‌ترین کتب طبیِ پزشکان مسلمان آورده می‌شود: الحاوی از محمد زکریای رازی،کامل الصناعه الطبیه (طبّ مَلِکی) از مجوسی اهوازی و در نهایتْ قانون ابن سینا. از این میان، قانون ابن سینا از حیث غنای مطالب و حُسن بیان بر دیگر آثار برتری دارد. نظامی عروضی در کتاب چهار مقاله گفته‌است که اگر بقراط و جالینوس زنده شوند روا بُوَد که پیشِ این کتاب سجده کنند. او به نقل از قدما روایت می‌کند که «طبیبی مجلد اول از قانون بدانسته‌باشد و سن او به اربعین [یعنی چهل سال] کشد، اهل اعتماد بُوَد.».

کتاب قانون را بزرگترین سند پزشکیِ جالینوسی می‌دانند، ولی مسائل نظریِ ارسطویی بر این اثر ارزشمند مسلط است. بوعلی در تشریح به ارسطو استناد می‌کرد. وی مبانی کلی طب را برپایهٔ آرای جالینوس و دارو گیاه‌شناسی‌اش را بر اساس نوشته‌های دیوسکوریدس (داروگیاه‌شناس نامدار یونانی در قرن نخست میلادی) توضیح داده‌است. بوعلی به طب نظری و عملی نظر داشته‌است. وی در آثار طبیِ خود و به‌ویژه در قانون، تعالیم عملی و بالینی را در قالب تعریف‌های نظری و علمی بیان کرده‌است. مشاهدات بالینیِقانون را می‌توان با مفاهیم تجربیِ بالینیِ الحاوی مقایسه کرد. ابن سینا، رازی را شایستهٔ نام پزشک و حکیم نمی‌دانست، اما عملاً بسیاری از روش‌های درمان و کار تجربی خود را از الحاوی رازی آموخته‌ بود.

9- «مابعد الطبیعه» ارسطو

ارَسطو  از فیلسوفان یونان باستان بود. او یکی از مهم‌ترین فیلسوفان متقدم به حساب می‌آید. او در سن هیجده سالگی به آکادمی افلاطون راه یافت و به مدت بیست سال در مکتب افلاطون کسب دانش کرد و آموزگار اسکندر مقدونی بود. تالیفات او در زمینه‌ها و رشته‌های گوناکون من‌جمله فیزیک، متافیزیک، شعر، زیست‌شناسی، منطق، علم بیان، سیاست، دولت و اخلاق بوده‌اند. ارسطو به همراه سقراط و افلاطون از تأثیر گذارترین و بزرگترین فیلسوفان یونان باستان بوده‌است. این سه تن فلسفه غربی (آنطور که برای ما آشنا است) را بر اساس فلسفه ما قبل سقراط یونان بنیاد نمودند. ارسطو فلسفه را به‌عنوان «دانش هستی» تعریف می‌کرد. مهم ترین اثر او «مابعد الطبیعه» است.

ارسطو خودش مابعدالطبیعه را چنین تعریف می‌کند:علم به موجود از آن حیث که وجود دارد؛ یعنی هدف آن، بررسی کلی‌ترین و عام‌ترین مسائلی است که در مورد هر چیزی می‌توان مطرح نمود. مسائلی مانند: این همانی، دوام، مکان،زمان، ماده،علیت و غیره… . ارسطو اصول مفاهیم تازه ای را در مابعدالطبیعه اش پایه‌ریزی می‌کند که خلاصه آنها بدین ترتیب است:  او در ابتدا میان ذات هر چیزی با صفات آن یا به عبارت دیگر، میان جوهر که وجود حقیقی و مستقل و قائم به خود است، با عرض که وجود مستقل ندارد و قائم به جوهر است، فرق گذاشت. سپس اعراض را در 9 دسته طبقه بندی کرده و همراه با جوهر، مقولات ده گانه خواند. به طور کلی برجسته ترین ویژگی ارسطو این است که وی فیلسوفی «مساله اندیش» است. پس از طرح مساله از سوی خودش یا از سوی دیگران، وی از دیدگاه‌ها و از نقطه‌های آغاز معین به آنها می‌پردازد و پاسخ می‌دهد یا گاه پاسخ نهایی را به جای دیگر و زمانی دیگر احاله می‌کند. چنانکه اشاره کردیم، درباره این کتابها و زمان بندی مطالب آنها در میان ارسطو شناسان اختلاف نظر بسیار است. اما این اختلافها را می توان طبیعی دانست. خود ارسطو نیز در جایی از همین مجموعه می‌گوید «اگر کسانی که تا بیشترین حد ممکن حقیقت را نگریسته اند –و اینان کسانی اند که بیشتر از همه جویا و دوستدار آن‌اند- دارای چنین عقایداند و این گونه درباره حقیقت اظهار نظر می کنند، چگونه نشاید که مبتدیان تفلسف دل و جرات را ببازند؟!».

It's only fair to share...Share on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterPin on PinterestShare on LinkedIn

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *