دومین رمان نسیم مرعشی رونمایی می شود


به گزارش منابع خبری رسمی، دومین رمان نسیم مرعشی با نام «هَرَس» به تازگی توسط نشر چشمه چاپ شده و روز پنجشنبه ۲۰ مهر در کتابفروشی مرکزی این ناشر رونمایی خواهد شد.

اولین رمان مرعشی با نام «پاییز فصل آخر سال است» در سال ۹۴ توسط همین ناشر منتشر شد و توانست در همان سال برنده جایزه جلال آل احمد شود.

رمان «پاییزه آخرین فصل سال است» از حال و هوای زنانی می‌گوید که در دو راهی‌های زندگی دست و پا می‌زنند و به دنبال راهی برای خلاصی از گذشته و آینده، دوباره شاد زیستن یا کنار گذاشتن رویاها و زندگی در واقعیت هستند.

مرعشی متولد ۱۳۶۲ و فارغ‌التحصیل رشته‌ مکانیک از دانشگاه علم‌ و صنعت است. این داستان نویس در سال ۱۳۸۸ اولین داستانش را نوشت. در سال ۱۳۹۲رتبه‌ اول جایزه‌ بیهقی را برای داستان «نخجیر» و در سال ۱۳۹۳ رتبه‌ اول نخستین دوره‌ جایزه‌ تهران را برای نوشتن داستان «رود» به دست آورد.

حالا دومین رمان این داستان نویس با عنوان «هرس» چاپ شده که نسبت به کتاب قبلی، تجربه ای متفاوت است. مقابلِ «پاییز آخرین فصل سال است» که روایتگر بلاتکلیفی، تردیدها و سرگشتگی های یک نسل آرمان خواه بود، این کتاب، درباره رازهایی است که سرنوشت پسران و مادرانی را رقم زدند که در لایه های تاریخی غلیظ گم شدند. رمان «هرس» صد و بیستمین عنوان مجموعه «کتاب های قفسه آبی» است که این ناشر چاپ می کند و با این حساب، یک اثر قصه گو محسوب می شود.

آدم های این رمان، برای گذشتن از خاطرات دور یا نزدیک خود ناچارند به بازخوانی آن ها بپردازند. «هرس» در عین روایت اصلی، چندین روایت فرعی را هم در بر می گیرد .

رمان «هرس» در ۱۸ فصل نوشته شده است.

در قسمتی از این رمان می خوانیم:

صبح رسول مادرش را کنار کشید و گفت بروند، دخترها را هم با خودشان ببرند. رسول می خواست روزهای سه تایی بودن شان با شرهان را برای نوال بسازد. می خواست نبودنش در این سه ماه را جبران کند. می خواست از اول زندگی کنند. مثل همان روزهای شیرینی که شرهان دنیا آمده بود. می خواست زنش نوالِ همان روزها بشود. می خواست زندگی یادش بیاید. ام رسول گفت «پَه فکر کردی تنهایی از پس بچه شیرخشکی برمی آی؟»

نوال شنید و رسول اشک هایش را دید که روی صورتش برق زد. رسول گفت «برمی آم یومّا. نشد می گمت برگردی. تو هم خسته شدی خو. یه دو روز برو.»

ام رسول گفت «خودت می دونی یوما.» و رفت به آشپزخانه که برای چند وعده شان غذا بگذارند. رسول رفت سراغ جمع کردن ساک دخترها. اَمَل نحس بود. نمی خواست برود. گفت «مدرسه دارم. مدرسه هم نرم برا ئی پسرت؟»

از روز قبل که رسول برگشته بود امل به او روی خوش نشان نداده بود. توی اتاقش مانده بود و بیرون نیامده بود و به ام رسول هم کمک نکرده بود. گوشواره اش را با تشر گوشش انداخته بود. رسول زد پس سرش.

این کتاب با ۱۸۵ صفحه، شمارگان ۲ هزار نسخه و قیمت ۱۶ هزار تومان منتشر شده است.

مراسم رونمایی از این رمان روز پنجشنبه ۲۰ مهر همزمان با سی و سومین سال فعالیت نشر چشمه در فروشگاه مرکزی این ناشر واقع در خیابان کریم خان زند، زیر پل کریم خان برگزار می شود.


لینک خبر

It's only fair to share...Share on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterPin on PinterestShare on LinkedIn

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *